تحقیق با موضوع ارزش دفتری حقوق صاحبان، بازده حقوق صاحبان سهام

دسامبر 9, 2019 By vZbR33JZrQ

 
 
ان مالی جهانی پرداخته است. هدف از این مقاله بررسی تجربی شیوه‌های مدیریتی مدیریت سود در شرکت‌های دارای بحران مالی و در نظر گرفتن اینکه آیا این شیوه در تغییر بحران مالی جهانی مؤثر می‌باشد یا نه پرداخته است. اگرچه سال‌هاست که بحران مالی شرکت‌های بزرگ یک موضوع موردعلاقه پژوهشی است اما دست‌کاری درامد توسط شرکت‌های مضطرب توجه نسبتاً کمی دریافت کرده است. در این پژوهش با بهره گرفتن از ۳ متغیر فشار مالی، اقلام تعهدی اختیاری که یک متغیر محبوب مدیریت سود است به بررسی تأثیر بحران بر مدیریت سود پرداخته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مدیران شرکت‌هایی که دچار بحران که درگیر مدیریت سود هستند نسبت به شرکت‌های همتای خود که سالم هستند کاهش درآمد دارند. همچنین نشان‌دهنده این موضوع است که برخی از شواهد بحران مالی جهانی مربوط به ارتباط بین بحران مالی و مدیریت سود است. درنهایت این مقاله برخی از شواهد کاهش قابل‌توجه در ضریب قیمت‌گذاری را در طول دوره بحران مالی جهانی بیان می‌کند.


پراباس و همکاران[۱] (۲۰۱۴) آنان در پژوهش خود به شناسایی عوامل تأثیرگذار بر قیمت سهام در بورس سریلانکا پرداختند. ادبیات گذشته نشان می‌دهد که حرکات قیمت سهام به عوامل داخلی و خارجی زیادی بستگی دارد. آنان در میان عوامل داخلی، عوامل خاص شرکت را ازجمله سود تقسیمی هر سهم (DPS)، سود هر سهم (EPS) و ارزش دفتری هر سهم (BVPS) بر تعیین قیمت سهام بررسی نمودند. مطالعه حاضر اثر سود هر سهم، سود هر سهم و ارزش دفتری به ازای هر سهم را بر قیمت سهام در یک نمونه مشتمل بر ۱۰۰ شرکت فهرست شده در بورس اوراق بهادار کلمبو (CSE) از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۲ با بهره گرفتن از یک مدل رگرسیون چندگانه موردبررسی قرار داد. نتایج نشان داد که EPS، DPS، BVPS تأثیر قابل‌توجهی و مثبتی بر قیمت سهام‌ دارند.
عبدالرزاق و همکاران[۲](۲۰۱۴) : این مطالعه با هدف شناسایی توانایی برخی از متغیرهای حسابداری (نسبت پرداخت سود سهام،عملکرد سود سهام، ارزش بازار، نوسانات درآمد خالص، نسبت بدهی، و دارایی‌های این شرکت رشد) با نوسانات قیمت سهام در شرکت‌های صنعتی بورس اوراق بهادار امان در طول سال‌های  ۲۰۰۱تا۲۰۱۰انجام شد. برای رسیدن به اهداف این مطالعه، محققان گزارش سالانه از شرکت‌های دولتی فهرست شده در بورس اوراق بهادار عمان، و همچنین بولتن آماری بورس اوراق بهادار امان را برای بررسی سال ۲۰۰۱-۲۰۱۰ را بررسی کردند.از میان شرکت‌های موجود ۶۴ شرکت به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شد. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، از مدل رگرسیون چندگانه استفاده شد .نتایج مطالعه آن‌ها نشان داد که متغیرهای حسابداری (نسبت سود سهام پرداخت، عملکرد سود سهام، ارزش بازار، خالص نوسانات درآمد، نسبت بدهی، و دارایی‌های این شرکت رشد) (۳.۸٪) از نوسانات قیمت سهام  را توضیح می‌دهد درحالی‌که (۹۶.۲٪) از نوسانات در قیمت سهام با اشاره به دلایل دیگر انجام می‌شود. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که یک رابطه مهم ضعیف بین نسبت پرداخت سود سهام و بین نوسانات در سهام وجود دارد درنهایت، نتایج نشان داد بین متغیرهای حسابداری و نوسانات در قیمت سهام ارتباط معنی‌داری وجود ندارد.

تحقیق داخلی

طالب نیا (۱۳۷۴) در رساله دکتری خود تحت عنوان «تحقیقی پیرامون مشکلات روش‌های قیمت‌گذاری سهام» قیمت اولین معامله انجام‌شده شرکت‌های مشمول خصوصی‌سازی در بورس اوراق بهادار تهران را با ارزش فعلی عایدات آتی آن‌ها مورد مقایسه قرار داد تا به توانایی‌ها و ضعف‌های موجود در مدل قیمت‌گذاری پی برده شود و زمینه مناسبی برای برنامه‌ریزی آینده جهت به‌کارگیری آن به‌عنوان مدل مناسب فراهم گردد. وی برای تأیید یا رد ارتباط بین مدل قیمت ارزش فعلی عایدات آتی سهم و قیمت اولین معامله انجام‌شده شرکت‌های مشمول خصوصی‌سازی، دو روش را مورد آزمون قرار داد:
روش اول: محاسبه میانگین نرخ بازده یک سهم شرکت‌های مشمول خصوصی‌سازی برای یک دوره سه‌ساله و مقایسه آن با میانگین نرخ بازده گروه کنترل
روش دوم: محاسبه ارزش فعلی عایدات آتی سهم با نرخ‌های بازده مورد انتظار ۲۰ و ۴۰ و ۶۰ درصد و مقایسه آن با قیمت اولین معامله سهم در بورس اوراق بهادار تهران
وی دریافت که علیرغم آنکه ارتباط تغییرات بعدی قیمت سهام نسبت به قیمت پایه اولیه امری بدیهی به نظر می‌رسید، تغییرات بعدی قیمت سهام جز در موارد محدود، ارتباط محسوس و مؤثری با متغیر نرخ بازده گروه کنترل با نرخ بازده مورد انتظار در سال‌های موردمطالعه را نشان نمی‌دهد و نتیجه گرفت که نمی‌توان بر مبنای اطلاعات مالی و اقتصادی مزبور در سطح اعتماد قابل‌قبول به تعیین قیمت سهام دست زد و تصمیمات اتخاذشده در این موارد بیشتر مبتنی بر قضاوت فردی مسئولین و مدیران و پیش‌بینی‌های ذهنی و اطلاعات محدود موجود بوده است.
نمازی و خواجوی (۱۳۸۳): هدف اصلی این مقاله بررسی سودمندی متغیرهای حسابداری در پیش‌بینی ریسک سیستماتیک شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای این هدف، تعداد ۴۰ شرکت که اطلاعات موردنیاز برای دوره ۱۱ ساله موردتحقیق (۸۰-۷۰) در مورد آن‌ها قابل‌دسترسی بود انتخاب شدند. سپس، اطلاعات مربوط به ۱۷ متغیر مستقل موردمطالعه قرار گرفت و ریسک سیستماتیک به‌عنوان متغیر وابسته محاسبه شد. به‌منظور آزمون فرضیه‌ها از فن‌های آماری رگرسیون ساده و رگرسیون چند متغیره بهره گرفته شد و نهایتاً از روش گزینش دنباله‌ای متغیرها تحت عنوان “حذف پسرو” جهت انتخاب مدل بهینه استفاده گردید. معنی‌دار بودن الگوها با بهره گرفتن از آماره‌های T و F صورت گرفت. نتایج به‌دست‌آمده بیانگر آن است که در سطح رگرسیون ساده، بین دوازده متغیر تحقیق با ریسک سیستماتیک رابطه‌ی معنادار وجود دارد. هم‌چنین در مرحله طراحی مدل نیز مشخص گردید که از ۱۷ متغیر پیش‌بینی کننده هشت متغیر باقی‌مانده در آخرین گام مجموعاً توانایی تبیین بیش از ۸۵ درصد تغییرات ریسک سیستماتیک را دارند.
مهتدی ( ۱۳۸۵ ) در تحقیقی تحت عنوان ” ارزیابی تجربی ارتباط متغیرهای حسابداری با قیمت سهام در پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران ” به بررسی رابطه بین جریان‌های نقدی عملیاتی، سود عملیاتی، سود سهام و سود انباشته با قیمت سهام پرداختند. نتایج حاصله بیانگر وجود رابطه معنادار بین متغیرهای مستقل موردنظر با قیمت سهام بود. همچنین سود سهام دارای بیشترین رابطه و سود انباشته دارای کمترین رابطه با قیمت سهام بودند.
عباس زاده و آتشی (۱۳۸۸): این تحقیق با انتخاب نمونه‌ای از شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، بررسی می‌کند که آیا میزان ارتباط بین ده متغیر حسابداری منتخب و بازده سهام پس از لازم‌الاجرا شدن استانداردهای حسابداری ایران، بهبودیافته است؟ در تحقیق حاضر، سی‌وسه فرضیه در سه گروه تدوین و سعی شده است اثر شرایط اقتصادی و متغیرهای حذف‌شده بر نتایج تحقیق کنترل گردد. بدین منظور، مدل‌های رگرسیون فرضیه‌ها با اضافه کردن دو متغیر اقتصادی تورم و رشد تولید ناخالص داخلی نیز آزمون شده‌اند. همچنین از روش داده‌های تجمعی استفاده گردیده است. یافته‌های تحقیق، نشان‌دهنده وجود ارتباط بین برخی متغیرهای حسابداری منتخب و بازده سهام در هر دو دوره قبل و بعد از استانداردهاست. نتیجه فرضیه‌های گروه سوم برخلاف انتظار نشان می‌دهند توانایی متغیرهای حسابداری جهت پیش‌بینی بازده سهام، در مدل شامل تمام متغیرهای تحقیق و در مورد پنج متغیر جمع دارایی‌ها و تغییرات آن، سود عملیاتی و تغییرات آن و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در دوره زمانی بعد از استانداردهای حسابداری نسبت به قبل از آن، کاهش معنی‌داری یافته است؛ اما کاهش رابطه بین متغیرهای حسابداری و بازده سهام که از مقایسه نتایج فرضیه‌های گروه اول و دوم حاصل‌شده، در مورد متغیرهای سود خالص، جریان‌های نقدی عملیاتی و تغییرات آن‌ها و متغیر تغییرات ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام قابل‌ملاحظه نیست.  

رسولی (۱۳۸۸): هدف این پژوهش کشف رابطه بین ارزش دفتری هر سهم در پایان سال، سود هر سهم در پایان سال، سود نقدی هر سهم در پایان سال، بازده سهام و بازده حقوق صاحبان سهام باارزش بازار سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. برای این منظور شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بانک‌ها به سه گروه، شرکت‌های مواد غذایی و دارویی، شرکت‌های کانی فلزی و غیرفلزی و شرکت‌های سرمایه‌گذاری و بانک‌ها تقسیم‌شده‌اند. نتایج به‌دست‌آمده بیان‌گر وجود تفاوت‌های چشم‌گیر میان گروه‌های سه‌گانه پیش‌گفته است. به‌گونه‌ای که شرکت‌های مواد غذایی تحت تأثیر تمامی متغیرهای مستقل قرار دارند، درحالی‌که شرکت‌های کانی فلزی و غیرفلزی کمتر تحت تأثیر متغیرهای مستقل قرار می‌گیرند. در خصوص شرکت سرمایه‌گذاری و بانک‌ها رابطه بسیار ضعیفی بین متغیرهای مستقل و ارزش بازار سهام وجود دارد.
سهرابی عراقی و امیرخانلو (۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی روابط خطی و غیرخطی متغیرهای حسابداری با تغییرات قیمت سهام در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. تاکنون تحقیقات زیادی، اعم از داخلی و خارجی، رابطه بین متغیرهای مختلف حسابداری با بازده یا قیمت سهام را موردتوجه و بررسی قرار داده‌اند. با انجام این تحقیقات می‌توان به اهمیت حسابداری و اطلاعات حاصل از این فرایند پی برد، بااین‌حال تعداد تحقیقاتی که به بررسی روابط غیرخطی بین این متغیرها بپردازند، اندک می‌باشد. تحقیق آن‌ها به دنبال این موضوع، یعنی بررسی و مقایسه روابط خطی و غیرخطی بین این متغیرها بود. به همین منظور تعداد ۸۰ شرکت از بین شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۶ انتخاب شدند. متغیرهای مستقل این تحقیق سود عملیاتی، سود خالص، جریانات نقدی عملیاتی، جریانات نقدی سرمایه‌گذاری و جریانات نقدی تأمین مالی و متغیر وابسته تغییرات قیمت سهام بود. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که روابط غیرخطی بین متغیرهای تحقیق قوی‌تر از روابط خطی است.
ابراهیمی و سعیدی (۱۳۸۹) در تحقیقی به ارزیابی رابطه بین متغیرهای حسابداری، ویژگی‌های شرکت و قیمت سهام شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. برای این منظور نمونه‌ای مشتمل بر ۹۲ شرکت در طی سال‌های ۱۳۸۰-۱۳۸۶ انتخاب شد. متغیرهای حسابداری موردبررسی شامل ارزش دفتری هر سهم، بازده دارایی‌ها، گردش دارایی‌ها، جریان نقد عملیاتی هر سهم و سود هر سهم بود. ویژگی‌های شرکت‌های موردبررسی شامل قیمت سهام دوره قبل، اندازه شرکت و مدت فعالیت شرکت بود. در این پژوهش از روش برآورد یابی حداکثر درستنمایی با اثر تصادفی برای داده‌های تابلویی و روش بیز سلسله مراتبی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، بین قیمت سهام و سه متغیر سود هر سهم، بازده دارایی و قیمت سهام دوره قبل رابطه‌ای مستقیم وجود دارد و سه متغیر جریان نقد عملیاتی هر سهم، مدت فعالیت شرکت و نسبت گردش دارایی بر قیمت سهام تأثیری ندارند، اما بین قیمت سهام و اندازه شرکت رابطه‌ای معکوس وجود دارد.
لشگری و شریف (۱۳۸۹) در تحقیقی باهدف ارائه مدل تصمیم‌گیری از طریق مطالعه روندها و روابط مربوطه در فرضیات پژوهش که شامل بررسی روابط بین رشد فروش خالص، رشد سود عملیاتی و رشد سود خالص با بازده سهام به شناختی کل به‌جز با تئوری تکنیکال در بررسی صنعت‌های بزرگ بورس اوراق بهادار تهران و نیز گروه‌های متشکله آن به‌صورت منفرد و نیز یکجا و حتی در هر یک از شرکت‌ها به‌طور جداگانه اقدام گردیده است. پژوهش در حیطه مطالعاتی صنایعی همچون فلزات اساسی، خودرو و ساخت قطعات، مواد و محصولات غذایی، محصولات شیمیایی (شامل گروه‌های محصولات دارویی و شیمیایی)، کانی‌های غیرفلزی (شامل گروه‌های سیمان، کاشی و سرامیک و سایر کانی‌های غیرفلزی) و بر روی ۱۱۱ شرکت با بازه زمانی پنج‌ساله ۸۳ تا ۸۷ اجرا شد. روند مطالعاتی از نوع کتابخانه‌ای و پس رویدادی بود که با بهره گرفتن از مدل رگرسیون پنل دیتا ادغام داده‌ها با توجه به سه ضریب زاویه متفاوت (مشترک، برای هرسال و برای هر شرکت) بود. نتایج حاصله پس از بررسی‌ها به معنادار نبودن فرضیات در اکثر صنایع به‌استثنای صنعت محصولات شیمیایی و گروه‌های مربوطه اشاره داشت که نشان‌دهنده نقایصی در بورس اوراق بهادار و روندهای گزارش دهی و نیز مبنای تصمیم‌گیری در بورس است.
پورحیدری (۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی ارتباط بین متغیرهای حسابداری با تغییرات بازده سهام شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت. متغیرهای موردبررسی شامل بازده سود، درصد سرمایه‌گذاری مالکان، تغییرات در سودآوری، تغییرات در فرصت‌های رشد و تغییرات در نرخ تنزیل بود. مدل بازده این مطالعه مبتنی بر مدل‌های چن و ژانگ بود که در آن ارزش شرکت شامل ارزش دارایی‌های آن در حال حاضر به‌علاوه فرصت‌های رشد آتی است. نتایج آزمون مدل‌های پژوهش با توجه به پنج متغیر کلیدی ذکرشده و با بهره گرفتن از داده‌های تجمعی نشان داد، ارتباط معناداری بین ۴ متغیر یعنی بازده سود، تغییر در سودآوری، درصد سرمایه‌گذاری مالکان و تغییر در نرخ تنزیل وجود دارد. مدل پژوهش بالغ‌بر ۳۰% تغییرات بازده سهام را تبیین نموده است که بیشترین قدرت تبیین نیز مربوط به متغیرهای جریانات نقدی است. استحکام مدل با توجه به داده‌های سالانه نیز موردبررسی قرارگرفته است.
جبار زاده و بایزیدی (۱۳۸۹): هدف این پژوهش بررسی رابطه بین سود مصوب و برآوردی هر سهم و عوامل مؤثر بر این رابطه در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بود. دوره زمانی پژوهش، ۱۳۸۸-۱۳۸۲ بوده و ۹۷۳ شرکت به‌عنوان نمونه انتخاب شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های پژوهش از نرم‌افزار اقتصادسنجی Eviews 6 استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای سود برآوردی و تقسیمی هر سهم با سود مصوب هر سهم شرکت، رابطه مثبت قوی و معنی‌دار داشته و شرکت‌های بزرگ‌تر، از سود مصوب هر سهم پایین‌تری برخوردار بوده و متغیر قدمت شرکت علی‌رغم داشتن رابطه مثبت با میزان سود مصوب هر سهم، ازلحاظ آماری معنی‌دار نمی‌باشد. نتایج همچنین نشان داد که متغیرهای قدمت و اندازه شرکت باعث بهبود رابطه بین سود مصوب و برآوردی هر سهم نمی‌شوند ولی متغیر سود تقسیمی هر سهم برخلاف دو متغیر مذکور، باعث بهبود این رابطه به میزان %۱۳ شده است. وجود رابطه منفی بسیار قوی بین اندازه (لگاریتم تعداد سهام در دست سهام‌داران) و سود مصوب هر سهم شرکت بیان‌گر بازدهی پایین سرمایه، ناشی از نبود فرصت‌های مناسب سرمایه‌گذاری یا ناتوانی مدیران در کشف این فرصت‌ها است.
صالح نژاد و غیور (۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی اخبار و اطلاعات حاصل از گزارش‌های مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب نسبت‌های مالی و یافتن میزان تأثیر این نسبت‌ها بر قیمت سهام شرکت‌های موردمطالعه پرداختند.بدین منظور از اطلاعات مالی ۹۷ شرکت از مجموعه شرکت‌های تولیدی پذیرفته‌شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۱۳۷۸تا۱۳۸۳به‌صورت مقطعی استفاده شد. فرضیه‌های تحقیق با بهره‌گیری از الگوهای رگرسیون چند متغیره و مدل متغیرهای تأخیری در دو سطح کلی و تفکیکی شرکت‌ها در صنایع مختلف آزمون شدند.نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها نشان داد که در سطح کل شرکت‌ها، نسبت‌های ROE, ROA بر قیمت سهام مؤثر است، ولی اهرم مالی تأثیر معناداری ندارد.در سطح تفکیکی صنایع، نتایج تأثیر نسبت‌های مالی بر قیمت سهام در هر صنعت با صنایع دیگر متفاوت است که بیانگر استقلال صنایع از یکدیگر است.