منبع پایان نامه درمورد
سیاست خارجی، جامعه مدنی، بوروکراسی

منبع پایان نامه درمورد سیاست خارجی، جامعه مدنی، بوروکراسی

آذر ۷, ۱۳۹۷ 0 By admin3

دانشگاه آزاد اسلامی واحی و بوروکراتیک شان عمومآ استقلال نسبی از نیروهای اجتماعی- سیاسی در جامعه بدست آورده اند واز این استقلال به منظور ایجاد یک برنامه رشد اقتصادی سریع همراه با سخت گیری و بی رحمی کم یا زیاد استفاده می کنند. براین اساس و با توجه به مطالبی که مطرح شد می توان نمونه های از کشورهای شرق آسیا را به عنوان کشورهای توسعه یافته نام برد که بر اساس شایسته سالاری هستند که باعث پیشرفت و ترقی شده اند زیرا آنان از تخصص خود استفاده کرده اند.
گفتار دوم- سوال تحقیق:
• آیا دولت توسعه گرایی هویدا با معیارهای توسعه گرایی آدریان لفت ویچ مطابقت دارد؟
بند سوم- فرضیه تحقیق:
فرضیه جمله ای است که انتظارات محقق را در زمینه رابطه میان متغیرها بیان می کند براین اساس فرضیه H1 این تحقیق این تحقیق عبارتست : به نظر می رسد دولت توسعه گرای هویدا با معیارهای توسعه گرایی آدریان لفت ویچ مطابقت دارد.
بر همین منولا فرضیه H0 این تحقیق بر این اساس صورتبندی می شود که : به نظر می رسد دولت توسعه گرای هویدا با معیارهای توسعه گرایی آدریان لفت ویچ مطابقت ندارد.
بند چهارم- تعریف مفاهیم ومتغیرها:
متغیرمستقل این تحقیق یعن دولت هویدا وهمچنین متغیر وابسته یعنی معیارهای توسعه ، از مفاهیم اساسی و بنیادین علم سیاست محسوب می شوند . در هر پژوهشی متغیرمستقل درتغییرات مستقل است وبه عامل دیگری درپژوهش وابسته نیست ویابه تعبیری دارای شرایطی است که درتحقیق پژوهشگرآنهارادستکاری وکنترل می کند تارابطه علی آنها رابا متغیر دیگری درموقعیتی ویژه مشاهده وبررسی نماید.درهرپژوهشی تعدادی مفاهیم اساسی وجوددارد که برای شفاف بیان شدن موضوع وروشن شدن نیت نویسنده ازاین مفاهیم، تعریف وتبیین آنها ضروری می نماید. قبل ازپرداختن به تعریف هریک ازاین مفاهیم ذکرنکاتی دراین مورد(تعریف مفاهیم) ضروری می نماید. تعریف مفاهیم ازسخت ترین مباحث علمی است زیرا تعریف کامل آن است که جنس وماهیت تعریف معلوم شوددرحالی که کشف ماهیت مفاهیم امری سخت ومشکل است. ازاین روامروزه پژوهشگران به جای گرفتار کردن خود درورطه دشوار تعریفهای ماهوی سعی خود رامعطوف به ارائه تعاریف علمی وعینی وبه تعبیر بهترازمفاهیم می نماید. دراینجا مفاهیم اصلی به کار رفته دراین پژوهش رادرحد ضرورت وتاجای که راهگشای ما در ادامه وتبیین مباحث گردد تعریف می کنیم.
درمورد نقش هویدا در روند تصمیم‌گیری در ساخت قدرت باید اذعان داشت که در بعضی از زمینه‌ها، وی و وزیرانش قادر به اخذ تصمیم بودند ولی ماهیت رژیم به شکلی بود که تمام تصمیمات مهم کابینه به شاه نسبت داده می‌شد. در واقع همه دستورات به جای اینکه از جانب نخست وزیر یا وزرای کابینه صادر شود از سوی اعلیحضرت همایونی صادر می‌گردید. البته شاه نیز بسیاری از اختیارات مهم کشور را به دست گرفته بود و در زمینه‌های سیاست خارجی، امور دفاعی و انتظامی و اطلاعات و امنیت کشور، خود اظهارنظرمی کرد. وراسآ تصمیم می گرفت. بطور کلی هویدا در سه بخش عمده سیاست خارجی، امور اقتصادی و مسائل نظامی مسلوب الاختیار بود و به قول خودش سیستم حکومت طوری بود که نخست وزیر کشور عملاً نقشی در این سه رکن حکومت نداشت: در زمینه سیاست خارجی می‌توان گفت که دوران نخست وزیری امیرعباس هویدا یکی از آرام‌ترین ادوار تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید. این ایام با دوره تنش زدایی در سطح جهان مقارن بود. به همین سبب روابط ایران با اکثر کشورها حسنه بود. در این دوران هرچند که پیشنهادات و توصیه‌های هویدا به شاه در اجرای سیاست‌های خارجی بی‌تاثیر نبود اما با وجود این، سیاست خارجی مستقیماً زیرنظر خود شاه بود. بنابراین چنانچه ملاحظه شد هویدا در روند سیاست خارجی کشور نقش درجه اول را نداشت و فقط تابع سیاست‌های شخص شاه بود. امور اقتصادی و مالی را هم شاه شخصاً زیرنظر خود گرفته بود و وزیران مسئول این امور، جمشید آموزگار وزیر دارایی و هوشنگ انصاری وزیر اقتصاد، مستقیماً با خود شاه تماس داشتند و حضور آنها در جلسات هیات دولت بیشتر برای به امضاء رساندن تصویب نامه‌ها یا طرح لوایحی بود که می‌بایست به تصویب مجلس برسد. در مسئله نفت، نه فقط نخست وزیر، بلکه دکتر اقبال مدیرعامل شرکت ملی نفت هم کمترین نقشی به عهده نداشت. جمشید آموزگار وزیر دارایی و نماینده ایران در سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) تمام مسائل نفتی را مستقیماً با شاه حل و فصل می‌کرد و هویدا یا دکتر اقبال در هیچ یک از مسائل حساسی که طی این سالها در روابط ایران با شرکتهای عضو کنسرسیوم نفت پیش آمد. و بالاخره در مسائل نظامی، چه درمورد قراردادهای دوجانبه و چندجانبه‌ای که بین ایران و کشورهای بزرگ یا همسایگان منعقد شده بود، و چه در صرف هزینه‌های هنگفت برای خرید اسلحه و تقویت و توسعه نیروهای نظامی که بخش اعظم بودجه کشور را می‌بلعید، جز شاه کسی صاحب اختیار نبود و مقامات کشوری یا لشکری فقط می‌توانستند به سؤالاتی که خود شاه در این مورد عنوان می‌کرد پاسخ بدهند و در نهایت خود او بود که تصمیم می‌گرفت. بطور کلی می‌توان بیان داشت که در دوران صدارت امیرعباس هویدا مسائل مربوط به سیاست خارجی،امنیت داخلی، نفت، گاز، اموراقتصادی، انرژی اتمی وارتش هرگز درهیات دولت بحث نمی شد. اما درموردمعیارهای توسعه گرای باید گفت همانطور که لفت ویچ مطرح کرده است وبرای آن معیارهای چون نخبگان توسعه گراکه این معیار مهم ترین معیار دولتهای توسعه گرا است که براین اساس همگی توسط نخبگان توسعه گرا اداره می شوند، نخبگانی که مصمم اند روند توسعه را به پیش ببرند این نخبگان دست کم درمقایسه با فساد همه گیری که درهاییتی، زئیر وفلیپین دوران مارکوس وجود داشت، نسبتآ ازفساد به دور بوده واغلب با رهبران کشورهایشان مانند لی کوان یودرسنگاپور، سرسرتسه خاما دربوتسوانا، ژنرال پارک چون هی درکره جنوبی وسوهارتو دراندونزی ارتباط دارند. حلقه اصلی سیاستمدارانی که گرد رهبران این کشورها جمع شده اند، غالبآ بسیارکوچک است. ویژگی این نخبگان توسعه گرا، عزم راسخ برای پیشبرد توسعه پایبندی به رشد وتحول اقتصادی وتوانایی آنان برای پیشبرد اهداف خویش است. این ویژگی ها باماهیت بی کفایت وچپاولگر دولت هاییتی قوم وخویش بازی رژیم فاسد مارکوس درفیلیپین ویا حتی دولت هند که تحت سلطه سه گروه مالک است ودر زمینه توسعه تحرک چندانی ندارد، تفاوت دارد. اما از دیگر ویژگی های نخبگان توسعه گرا، حضورهمه جانبه آنان درسطوح بالای بوروکراسی های نظامی وغیرنظامی ومقامات ارشد سیاسی است که این امردر دموکراسی های لیبرال غربی به ندرت مشاهده می شود. درکل چنین نخبگانی بسیار ملی گرا هستند(واین انگیزه خوبی برای توسعه اقتصادی است) واغلب به تهدیدهای امنیت داخلی یا منطقه ای اهمیت می دهند. اما دومین ویژگی مشترک همه دولتهای توسعه گرا، استقلال نسبی نخبگان ونهادهای دولتی تحت فرمان آنهاست منظور از استقلال این است که دولت بتواند دربرابر خواستهای گروه های همسود(چه طبقات باشندو چه گروههای منطقه ای وناحیه ای)، آزادی عمل نسبی داشته باشد وتحت تاثیر این درخواستها قرار نگیرد. گفتنی است که استقلال در این معنا به منزله جدایی از جامعه نیست،برعکس همانطور که ایوانس می گوید درواقع شباهت زیادی با استقلال ریشه دار دارد. به این معنا که استقلال بوروکراسی های توسعه یافته در شبکه متراکمی از پیوند با بازیگران غیر دولتی ودیگر بازیگران دولتی(داخلی یا خارجی) ریشه دارد که همراه یکدیگر به تعیین، تعریف مجدد واجرای هدف توسعه کمک می کنند. درواقع در دولت توسعه گرای سرمایه داری مثل ژاپن، نزدیکی میان دیوان سالاران اصلی وماموران اقتصادی دربخش خصوصی باعث می شود تا انگیزه دستیابی به اهداف توسعه که آمیزه ای از انگیزه های بخش خصوصی ودولتی است، چنین قدرتمند وکارآمد شود. از لحاظ نظری، دراینجا دولت وبازار در یک جهت حرکت می کن
ند. البته به نظر وید، این دولت است که به عنوان شریک اصلی محسوب شده ودر اداره بازار نقش فعالی دارد.ازدیدلفت ویچ سومین ویژگی دولتهای توسعه گرا این است که عزم نخبگان برای پیشبرد توسعه و استقلال نسبی دولت، به تشکیل بوروکراسی های بسیار قدرتمند، کارآمد و مستقلی کمک کرده است که می توانندشکل کلی توسعه اقتصادی واجتماعی را هدایت و اداره کنند. می توانMITI ژاپن را نمونه ای ایده آل از این بوروکراسی ها دانست، ولی درهمه دولتهای توسعه گرا نهادهای مشابهی همچون هیئت برنامه ریزی اقتصادی کره، هیئت توسعه اقتصادی سنگاپور و وزارت برنامه ریزی مالی وتوسعه بوتسوانا، وجود دارند. آنچه این مراکز عالی فرماندهی اقتصادی را از نهادهای برنامه ریزی بسیاری از کشورهای درحال توسعه متمایز می سازد، قدرت واقعی، اقتدار، توانایی فنی و استقلال آنها در شکل دهی به نیروهای بنیادین سیاست های توسعه است. اما چهارمین ویژگی همه دولتهای توسعه گرا این است که جامعه مدنی، ضعیف، تحقیر یا کنترل دولتی را تجربه کرده است.دراین کشورها،جامعه مدنی یاهمانند بوتسوانا در آغاز کار دولت توسعه گرا هنوز قدرت چندانی نداشته ویا اینکه همچون کره جنوبی،اندونزی وچین درهم شکسته است. به نظر می رسد که این ضعف جامعه مدنی، یکی از شرایط ظهور و تحکیم دولتهای توسعه گرا باشد. بعدها( مثلآ دردهه ۱۹۸۰ درکره) گروهایی مانند دانشجویان، صاحبان مشاغل و مدیران که معمولآ هسته مرکزی جامعه مدنی را تشکیل می دهند ووقتی دموکراسی از راه برسد به سرعت به آن پی پیوندند، فشارهایی را برای استقرار دموکراسی ایجاد کردند.وبلاخره پنجمین ویژگی دولت توسعه گرا این است که اقتدار واستقلال نسبی آنها در اوایل تاریخ توسعه مدرن آنان ایجاد شده و بسیار پیش از اینکه سرمایه های ملی یا خارجی آنها اهمیت یافته و یا صاحب نفوذ شود، تحکیم شده است. اکنون که جذب سرمایه های خارجی به تدریچ اهمیت می یابد و بی شک سرمایه های داخلی نیز در زمان مقتضی اهمیت خواهند یافت.
بند پنجم- اهداف تحقیق:
باتوجه به مباحث فوق وترسیم طرح مسئله می توان این گونه بیان نمودکه هیچ عملی ازدریچه منطق واستدلال بدون هدف انجام نمی گیرد و یک پژوهش علمی نیز از این قاعده مستثنی نیست بنابراین می توان اهدافی از مطرح نمودن این موضوع مطرح کرد که ازجمله می توان به شناخت ویژگی های دولت توسعه گرا از نگاه آدریان لفت ویچ اشاره کرد و همچنین به برسی و شناخت ویژگی های دولت هویدا پرداخت و درآخر به برسی میزان تناسب و سازگاری دولت هویدا با ویژگی های دولت توسعه گرا از نگاه آدریان لفت ویچ پرداخت.
گفتار دوم بند اول- اهمیت وارزش تحقیق:
مساله توسعه ازمسائل اساسی درهر جامعه ای است و اهمیت بحث از توسعه که همواره یکی از مسائل مهم درعرصه عملی و نظری بوده و به خاطر جایگاهی که مسئله توسعه در اشتغال فکری همگان اعم از اندیشمندان ، پژوهشگران ، سیاستمداران ، دانشگاهیان وحتی عامه مردم یافته، تلاش های فکری زیادی را متوجه خود کرده است. صرف نظر از اینکه خود موضوع توسعه به یک حوزه مطالعاتی مهم تبدیل شده است و براین اساس همه جریان عمده تفکر اجتماعی وسیاسی نیز این موضوع را درکنار موضوعات دیگر خود در مرکز توجه ونظریه پردازی قرار داده اند. اما بحث ازدولت توسعه گرا همانطور که عنوان شد شکل دولت انتقالی دولت مدرن است که درجوامع در حال توسعه جدید از قرن نوزدهم تاکنون پدیدار شده است. دولت مذبور دولتی است که نخبگان سیاسی و بوروکراتیک شان عمومآ استقلال نسبی از نیروهای اجتماعی- سیاسی در جامعه بدست آورده اند واز این استقلال به منظور ایجاد یک برنامه رشد اقتصادی سریع همراه با سخت گیری و بی رحمی کم یا زیاد استفاده می کنند. اهمیت وارزش این موضوع زمانی بیشتر می شود که به بررسی وتجزیه تحلیل میزان تناسب

مطلب مشابه :  منبع تحقیق با موضوع ناملایم، تاریخ،، سیاسی،، زابل