پایان نامه با کلید واژه های
اعتبارات خرد، توسعه روستا، خانواده ها

پایان نامه با کلید واژه های اعتبارات خرد، توسعه روستا، خانواده ها

آذر ۷, ۱۳۹۷ 0 By admin3

انداز و ميزان اعتبارات به عنوان عامل سومي براي سرمايه گذاري صنعتي در مناطق روستايي بسيار موثر است(نادري، ۱۳۸۱، ۳۸ـ۳۵ ). از لحاظ مفهوم شناسي ” اعتبار” را مي توان يک ” مفهوم قدرت ” يا به وسيله تأمين ” توانايي مالي، قدرت اقتصادي” براي فقراي آسيب پذير، توسط يک منبع سازماني و طبق شرايط وام دهي و وام گيري که از قبل توافق شده در نظر گرفت که براي هر دو طرف سودمند است و هدف آن حذف فقر و بهبود زندگي وام گيرنده اي است که از وضعيت اقتصادي خوبي برخوردار نيست(Mahbubur, 2005, p:15).
کلمات موجود در اعتبارات خرد به دو مفهوم اساسي اشاره مي کند که ناشي از ديدگاه حاکم بر اين رهيافت است، اولين کلمه يعني اعتبارات اشاره مي کند به محيط روستايي و عدم دسترسي بخش وسيعي از روستاييان به منابع مالي رسمي که از مشکلات عمده آنها مي باشد و در طراحي نظام اعتبارات خرد تلاش مي شود، موانع دسترسي خانوارهاي فقير به منابع اعتباري کاهش و کارايي اين بازارها افزايش يابد. دومين کلمه يعني خرد تاکيد بر ناکارايي توسعه به شيوه اقتصاددانان کلاسيک دارد، تاکيد بر مفهوم خرد، به معناي تجديد نظر در توصيه هاي اقتصاد بازار در توسعه جوامع روستايي است. فعاليت در مقياس کوچک و خرد، فعاليت در چارچوب بازارهاي محلي با هدف تامين معيشت خانوارها با حداقل پيوند به اقتصاد ملي و يا اقتصاد بين المللي است. شيوه توليد در فعاليت هاي اقتصاد نظام اعتبارات خرد، اغلب بومي و صنعتي است و به همين دليل مازاد اقتصادي در اين برنامه ها نسبتا پايين است. نظام اعتبارات خرد، اغلب در کشورهايي که برنامه توسعه اقتصاد ملي، توانايي ايجاد فرصت هاي شغلي و درآمدزا براي اکثريت جامعه را دارا نباشد، گسترش بيشتري دارد(نجفي، ۱۳۸۳، ۷۳).
تعاريف و مفاهيم اعتبارات بر اساس مولفه هاي زيادي صورت مي گيرد. بر مبناي اندازه و ميزان دريافت ” اعتبارات خرد به اعتباري گفته مي شود که از نظر مبلغ اندک باشد، در برخي موارد به وام هاي کوچک چند دلاري و در مواردي به وام هاي چند هزار دلاري هم اعتبارات خرد گفته مي شود” (European commission , 2003, 7). اعتبارات خرد روند وام دهي و سرمايه در مقادير کم به مردم فقير است که آنها را قادر به سرمايه گذاري و خود اشتغالي مي کند(Xiali , 2010, 1). از نظر نحوه استفاده از اعتبار نيز ” اعتبارات خرد به اعتباري اطلاق مي شود که براي کاهش فقر و يا راه اندازي کسب و کار کوچک و عموما خود اشتغالي مورد استفاده قرار ميگيرد” از نظر ضوابط و شرايط پرداخت نيز اعتباري است که قابليت دستيابي به آن به سادگي امکان پذير است، شرايط آن قابليت انعطاف داشته و قرار داد آن با سادگي تمام و متناسب با شرايط محلي قابل تنظيم باشد( بختياري، ۱۳۸۹، ۵). اعتبارات خرد مي تواند يک راه حل موثر براي از بين بردن فقر و کمک به بهبود درآمد و هم چنين کاهش آسيب پذيري در خانوارها و به عنوان ابزاري براي خوداشتغالي براي مردان و زنان براي ايجاد کار باشد (Adnan Ali, 2010, 6). هدف اعتبارات خرد دسترسي به برنامه هاي مالي و توسعه انساني براي زنان و مردان که منجر به بهبود قوي در درآمد خانواده ها مي شود. اعتبارات خرد به عنوان فراهم کننده سرمايه روستايي و ايجاد اثرات مثبت و ثبات مالي در خانواده و متنوع ساختن اقتصاد روستايي مي باشد(Kim, 2013,38). همان طور که بيان شد، تأمين اعتبارات خرد به معناي تلاش براي بهبود دسترسي فقرا به خدمات وام و پس انداز و در نتيجه، ابزار شناخته شده اي براي مقابله با فقر است( افتخاري و همکاران، ۱۳۸۵ ،۵۰). هم از اين روست که بانک جهاني، هدف از اعطاي اعتبارات به روستاييان کاهش فقر، ايجاداشتغال، ايجاد درآمد، پايداري زيست محيطي و فراهم کردن زمينه رفاه و بهزيستي روستاييان مي باشد(ESCAP,1996,3).
بانک جهاني اعتبارات خرد را فرايندي مي داند که طي آن خانوارهاي فقير اعتبارات خرد را در يک دوره زماني مشخص و با بازپرداخت آن در طولاني مدت و با استفاده از وثيقه هاي اجتماعي دريافت مي کنند(Word bank,2008,12). از نظر سازمان يونيسف ” اعتبارات خرد قرض هاي کوچکي هستند که در راستاي توانمندسازي فقرا به آنها اعطا مي شود” (UNCDF,2006,4).
صندوق بين المللي توسعه کشاورزي اهداف اعتبارات خرد را شامل :
۱ـ تحرک اجتماعي، بالا بردن آگاهي ها، آموزش و قدرت دهي به فقيران؛
۲- افزايش اعتماد به نفس فقيران و ظرفيت سازي هاي محلي؛
۳- فراهم سازي زمينه کارگروهي براي ايجاد دارايي و زيرساخت توليد ملي مي داند(IFAD,2003,14).
بانک توسعه آسيا، تاٌمين مالي خرد را فراهم سازي دامنه گسترده اي از خدمات مالي مانند ايجاد سپرده ها، ارائه وام ها، خدمات پرداختي، انتقال پول و بيمه براي فقيران و خانوارهاي کم درآمد مي داند(Asia bank,2000,8). کانادا و ايالات متحده براي کاهش فقر که يکي از مسائل مهم سياست است، اعتبارات خرد را راهي براي بهبود اقتصادي معرفي کرده است که باعث بهبود شرايط اقتصادي خانواده هاي فقير مي شود (Akhimien mhonan,2012,1). بومن اعتبارات خرد را کوچک، کوتاه، بدون وثيقه مي داند(عرب مازار و معتمد،۱۳۸۲، ۱). انکون اعتبارات خرد را ابزار مهمي براي ارتقاي توليد و مصرف به ويژه براي خانوارهاي فقير مي داند(Ncuyen, 2008, 54). منظور از اعتبارات خرد که در دنيا سابقه ۳۰ ساله دارد اين است که به منظور رفع محروميت و فقر، وام هاي کوچک در اختيار گروه هاي کم درآمد جهت انجام فعاليت هاي کوچک به همراه ارائه مهارت و تکنولوژي مورد نياز قرار مي گيرد(رحماني اندبيلي، ۱۳۸۰، ۳۲). سيمي اعتقاد دارد که اعتبارات خرد به عنوان ابزاري جهت تأمين زندگي فقرا و از طريق فراهم کردن معيشت پايدار است(Seemi,2009,34). هوگو اعتقاد دارد که از نظر تئوري، اعتبارات خرد باعث افزايش درآمد خانوار مي شود و منابع بيشتري را در اختيار خانوارها براي مصرف، صرفه جويي و سرمايه گذاري قرار مي دهد(Hogue, 2008,16). در هر حال اعتبارات خرد را وام هاي کوچک، کوتاه مدت و بدون وثيقه اي تلقي مي کنند که در اختيار افراد قرار مي گيرد و سابقه رسمي و مستند اين اين نوع اعتبارات در دنيا به فعاليت هاي بانک گرامين بنگلادش بر مي گردد(Hanly, 2006,2). از ديدگاه گرامين بانک، هدف از اعطاي اعتبارات خرد، بهبود زندگي روستاييان از طريق فراهم ساختن دسترسي آنها به اعتبارات، پس انداز، تسهيلات رفاهي و برنامه هاي اجتماعي است(Robinson,2001.303). در کنار طرح هاي روستايي، ايفاد(IFAD) انگيزه خود را از اعطاي اعتبارات موارد زير مي داند:
الف: ايجاد تحرک اجتماعي، بالا بردن آگاهيها، آموزش و قدرت دهي به فقرا
ب: افزايش اعتماد به نفس به فقرا
ج: فراهم ساختن زمينه کارگروهي براي ايجاد دارايي و زير ساخت هاي توسعه کشاورزي در راستاي توليد محلي
سرانجام بايد گفت که برنامه توسعه سازمان ملل هدف از اعتاي اعتبارات خرد را ايجاد فرصت هاي درآمدزا براي زنان، سرمايه گذاري در ترويج فعاليت هاي کشاورزي و کمک به باز پرداخت و تعهدات کشاورزي مي داند(افتخاري و همکاران، ۱۳۸۵، ۵۱ـ۵۰). اسکاپ نيز هدف از اعطاي اعتبارات به کشاورزان و روستاييان را فقر زدايي، ترويج و آموزش کشاورزي، اشتغالزايي و درآمدزايي، توسعه اجتماعي، افزايش خوداتکايي و حفظ عزت نفس آنان مي داند(ESCAP, 1994,13).
۲-۳ ـ ۱ ـ اعتبارات خرد و توسعه روستايي
مفهوم توسعه که به تدريج جايگزين مفاهيم ديگري مانندترقي، تکامل و رشد شده است، در ابتدا از علوم طبيعي استخراج شده، درباره فرايند تغيير در جوامع بشري به کار گرفته مي شود(موثقي،۱۳۸۹، ۴). واژه توسعه در نخستين کاربردش به زبان فرانسه و انگليسي، در سال ۱۷۵۲ به معناي رسيدن اهداف يا ايده هايي بر اساس يک طرح يا برنامه بود، سپس اين واژه به عنوان مراحل مشخصي در برنامه ها و بعد به مانند توالي بيولوژيکي تغيير از يک دانه و تخم گياه به يک گل به کار رفت(چراغي، مهدي، ۱۳۹۰، ۲۰). در معناي لغوي، واژه توسعه به معناي خارج شدن از پوشش است، يا به معناي بروز و ظهور همه آنچه که به طور بالقوه در چيزي وجود دارد.(Riggsfred,1984,126). آر، پي، ميسرا، از محققان برجستة توسعه معتقد است:” توسعه يک مفهوم متعالي، دستاوردهاي بشري و پديده هاي چندبعدي است وفي نفسه يک ايدئولوژي به حساب مي آيد”(آر،پي، ميسرا،۱۳۷۷، ۲۶) . لمن در تعريف توسعه اشاره دارد: توسعه جرياني است چند بعدي و پيچيده که در خود تجديد سازمان و سمت گيري متفاوت کل نظام اقتصادي ـ اجتماعي را به همراه دارد و علاوه بر افزايش و بهبود در ميزان توليد و درآمد، شامل دگرگوني اساسي در ساخت نهادي، اجتماعي، اداري و همچنين ايستارها و وجهه نظرهاي عمومي مردم است. توسعه در بعضي از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز در بر مي گيرد(Lehman,1997,9) .
ادبيات مربوط به توسعه روستايي داراي تعاريف متعددي مي باشد که اين تعاريف داراي تفاوت ها و تشابهاتي هستند، جهت تبيين فضاي مفهومي توسعه روستايي به برخي از تعاريف ارائه شده در اين حوضه اشاره مي گردد:
اوفارل توسعه روستايي را فرايند همه جانبه و پايداري مي داند که در چارچوب آن تواناييهاي اجتماعات روستايي در جهت رفع نيازهاي مادي و معنوي وکنترل مؤثر بر نيروهاي شکل دهنده نظام سکونت محلي (اکولوژيکي، اجتماعي، اقتصادي، نهادي) رشد و تعالي مي يابد(ازکيا،۱۳۸۷، ۱۸). دياس معتقد است که” توسعه روستايي راهبردي است که به منظور بهبود زندگي اقتصادي و اجتماعي گروه خاصي از مردم (روستاييان فقير) ” ، اين فرايند شامل بسط منافع توسعه در ميان فقيرترين اقشاري است که در مناطق روستايي در پي کسب معاش هستند(دياس، ۱۳۸۶، ۷۳). توسعه روستايي به نوين سازي جامعه روستايي مي پردازد و آن را از يک انزواي سنتي به جامعه اي تغيير خواهد دادکه با اقتصاد ملي عجين شده است. بنابراين اهداف توسعه روستايي مواردي چون بهبود و بهره وري، افزايش اشتغال، تأمين حداقل قابل قبول غذا، مسکن و آموزش و بهداشت را در بر مي گيرد(مهندسين مشاور، ۱۳۷۱، ۲۱). افراخته ” توسعه روستايي را افزايش کمي ثروت و تحول کيفي نظام اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي مي داند” (افراخته، ۱۳۸۷، ۱۸) . با توجه به تعاريف گفته شده، هدف از توسعه روستايي ايجاد شرايط مطلوب پايدار در تمام ابعاد اقتصادي و اجتماعي و جز آن در محيط هاي روستايي است(نوري ناييني، ۱۳۸۴، ۱۲). از سويي ديگر با توجه به شرايط نامطلوب اقتصادي ـ معيشتي و فقر مالي در روستاها که منجر به ناتواني در تأمين نيازهاي اساسي، عدم سرمايه گذاري در زمينه هاي توليدي و اشتغالزايي، پس انداز نکردن و تشديد مهاجرت ها شده است، هر گونه پايدارسازي فرايند توسعه در روستاها، بدون پيش فرض گرفتن توانمند سازي و کاهش فقر، نامحتمل است. بر اين اساس برنامه هاي جديد توسعه روستايي بيش از هر چيز مبتني بر دو اصل توانمندسازي روستاييان و فقرزدايي از روستاهاست(سازمان شهرداريها و دهياريها، ۱۳۸۸، ۲۷۳؛ در مطيعي لنگرودي،۱۳۸۹، ۳۴). در مباحث توسعه روستايي و کشاورزي يکي از راه حل هاي رفع مشکل مالي کشاورزان، اعطاي اعتبارات کوچک مقياس است که نقش مهمي در تمرکز سرمايه هاي اندک روستاييان و ايجاد روحيه مشارکت و کار گروهي است(ESCAP,1994,12).
در پنجاه سال گذشته در مفهوم توسعه و رهيافت هاي دستيابي به آن تحولات زيادي رخ داده است. در انگاره قبلي توسعه که از دهه ۱۹۷۰ـ ۱۹۴۰ حاکم بود، اهداف توسعه عموما شامل گذر از اقتصادهاي سنتي به اقتصادهاي صنعتي بود.در اين انگاره فرضيات اصلي شامل امکان رشد نامحدود در يک نظام بازار آزاد، گسترده و سيطره بهره برداري از طبيعت استوار بود و معيارهاي توسعه شامل رشد اقتصادي، توليد ناخالص ملي و

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درمورد الگوریتم ژنتیک