پایان نامه با کلید واژه های اعتبارات خرد، عرضه کنندگان، زنان سرپرست خانوار

نوامبر 28, 2018 0 By admin3

اين سازمان ها غير دولتي بزرگ هستند( Xiali , 2010,4).
در کشور ما پرداخت اعتبارات خرد رسمي به چند شکل زير صورت مي گيرد.
1ـ پرداخت وام هاي خود اشتغالي 2ـ اعطاي اعتبارات فرشبافي روستايي 3ـ وام سلف کشاورزي 4ـ پرداخت اعتبار به زنان سرپرست خانوار 5ـ منابع اعتباري تعاوني هاي روستايي 6ـ پرداخت وام براي خريد ماشين آلات کشاورزي 7ـ پرداخت وام براي حفر، تأمين برق و راه اندازي چاههاي عميق( افتخاري و همکاران،1385، 52). اصلاحات به عمل آمده در مکانيسمهاي ارائه تسهيلات بر نقش مثبت اعتبارات بانکي در توليدات کشاورزي و در نهايت توسعه روستايي افزود.
مهم ترين سازمان هاي متشکل پولي رسمي در ايران عبارتند از : بانک مرکزي، بانک کشاورزي، بانک تجارت، سازمان مرکزي تعاون روستايي، اتحاديه ها و شرکت هاي عضو جهاد کشاورزي وزارت تعاون، صندوق هاي قرض الحسنه، شرکت هاي تعاوني عشايري. اما به طور کلي اهرم هاي اصلي سيستم اعتباري روستايي کشورمان شامل بانک کشاورزي و سازمان تعاوني روستايي مي باشد(ايران نژاد ، 1378، 133).
2 ـ 5 ـ 2 ـ اعتبارات غير رسمي
منظور از منابع غير رسمي، سهام، سرمايه و آورده هاي بخش خصوصي به صورت اشخاص حقيقي و حقوقي و وام دهندگان غير رسمي شامل: سلف خران، پيله وران، دکان داران شهري و روستايي، خويشاوندان وام گيرنده و نظاير آن مي باشد( ياسوري، 1386، 158). اعتبارات غير رسمي از طريق وام دهندگان مختلفي پرداخت مي شود که شامل صاحبان داراييهاي سرمايه اي، خويشاوندان و دوستان، مغازه داران و ساير عرضه کنندگان، خريداران محصولات کشاورزي، رباخواران، زمين داران بزرگ و ساير افراد ثروتمند است( دورو و همکاران، 1372، 13). مطالعه در روستاهاي ايران نشان مي دهد که روستاييان براي ادامه توليد، از شيوه سلف، سلم و نسيه خري استفاده مي کنند و به دليل حرمت ربا، تنها در مواقع ضروري و بيشتر براي هزينه هاي درمان، ازدواج و گاه مصرف از نزول خواران وام دريافت مي کنند(رحيمي، 1385، 338). ماهيت فعاليت هاي کشاورزي و کوچک مقياس بودن توليد در بخش کشاورزي ايران و کشورهاي در حال توسعه تنگناهايي را بر توليدکنندگان و فعالان اين بخش تحميل مي کند. محدوديت هاي اعتباري و کمبود نقدينگي و سرمايه در گردش از جمله اين تنگناهاست. دولت ها در کشورهاي در حال توسعه پس از انقلاب سبز9، براي غلبه بر برخي نارساييهاي موجود، تصميم گرفتند بانک هاي تخصصي کشاورزي و يا ساير موسسات مالي را به وجود آورند که پرداخت وام به کشاورزان را ميسر سازند، تا قبل از اين موضوع، تأمين مالي کشاورزان به طور عمده از سوي بخش غير رسمي صورت مي گرفت. تشکيل نهادها و سازمان هاي تخصصي و موسسات مالي رسمي نيز اگر چه از سهم منابع غير رسمي کاست اما نتوانست آن ها را حذف کند، به گونه اي که بخش هاي مالي غير رسمي نه تنها در شکل هاي جديد به حيات خود ادامه دادند، بلکه حتي برخي گروههاي غير رسمي نيز بدان اضافه گرديدند. وجود و ادامه حيات بخش غير رسمي مالي در مناطق روستايي در حال حاضر خود تاييدي بر احساس نياز روستاييان به اين بخش و وجود نارساييهايي در بخش مالي رسمي است ( رحيمي سوره و مير، 1386، 25). عموماً نرخ هاي سود وام و اعتبار در بخش هاي غير رسمي بالاست و بنابراين کشاورز مجبور است که حاصل دسترنج خود را به منظور باز پرداخت اصل و فرع وام هاي غير رسمي پرداخت کند. حاصل اين فرايند چيزي جزء کاهش درآمدهاي کشاورزي و ضعف منابع مالي آنان براي شروع توليد مجدد نخواهد بود. در صورتي که نظام مالي کارامدي وجود داشته باشد، کشاورز مجبور نمي شود براي تأمين اعتبار به منابع غير رسمي مراجعه کند و مشکلات فراواني را متحمل شود.( بختياري، پاسبان، 1383، 81).
2 ـ 6 ـ اعتبارات خرد و توانمند سازي روستاييان
فرايند چند بعدي، دسترسي افراد به منابع قدرت، براي افزايش سرمايه هاي فردي و گروهي به منظور حرکت به سوي انتخاب هاي هدف مند توانمندسازي ناميده مي شود( رحماني و همکاران، 1387، 105) . واژه ” Empower ” يا توانمندسازي در فرهنگ فشرده آکسفورد ” قدرتمند شدن ” ” مجوز دادن ” ” ارائه قدرت ” و ” توانا شدن ” معني شده است. توانمند سازي اصطلاحي است براي توصيف هموار کردن راه خود يا ديگران براي تلاش در جهت دستيابي به اهداف شخصي. توانمندسازي از ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي فرايند است مشتمل بر آگاه سازي اجتماعات به منظور شناخت وضعيت موجود، حذف محدوديت هاي موانع، بهره گيري از منابع و ظرفيت هاي موجود در جوامع در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در جهت مديريت مؤثر آنان بر تلاش ها و تصميم گيري ها براي بهبود شرايط زندگي خود باشد( وطن خواه، 1392، 32). بنابراين توانمندسازي عبارت است از کسب قابليت هايي که طي آن فرد و جامعه توانايي کنترل يا تاثير گذاري بر نيروهاي تعيين کننده حيات خود را به دست مي آورند( دارابي، 1384،15 ). توانمند سازي يکي از اهداف مهم اعتبارات خرد مي باشد و اين شاخص معيار مهمي در سنجش فعاليت آنها به حساب مي آيد. توانمندسازي ايجاد خودباوري و اتکاء به نفس در افراد به عنوان مهمترين عامل توسعه براي مبارزه با فقر است و فرآيند آن ظرفيت سازي اقتصادي و اجتماعي است در اين رهيافت، توانمندسازي فقرا از طريق تأمين بستر لازم و تسهيل شرايط اقتصادي و اجتماعي اصلي ترين چالش بوده و روش ها و راهکارها نيز بر همين منوال تدوين مي شود.( مافي ، 1387، 57). در اين ميان، توانمندسازي اقتصادي فرايندي است از پايين به بالا که طي آن، فقرا با افزايش قابليت هاي اقتصادي مي توانند به نياز هاي خود پاسخ داده و به حقوق و قدرت برابر دست يابند( dorolet, 2010,3).
از کشورهاي موفق در زمينه توانمندسازي اقتصادي فقرا مي توان به بنگلادش، چين، پاکستان، و برخي از کشورهاي لاتين را برشمرد.
2 ـ 6 ـ 1 ـ بنگلادش
بنگلادش کشور کوچکي است که پايتخت آن داکاست و در منطقه استوايي جنوب آسيا و در کنار خليج بنگال در همسايگي کشورهاي هند و ميانمار در شبه قاره هند قرار دارد و از جمعيتي حدود 130 ميليون نفر و اقتصادي بر پايه کشاورزي برخوردار است. ( شريف زاده، 1386، 231). اقتصاد بنگلادش يکي از آسيب پذيرترين اقتصادهاي جهان است. اين کشور از تراکم جمعيت فوق العاده زياد، منابع طبيعي اندک، نرخ بالاي بلاياي طبيعي و ناپايداري سياسي اجتماعي، به ويژه پس از دستيابي به استقلال در سال 1971 برخوردار است( Mujeri,2004,17). در سال هاي اخير، بنگلادش اين گذار را در سطح پاييني از درآمد سرانه بالا ايجاد کرده و در بين کشورهاي توسعه نيافته از بسياري جهات به عنوان کشوري پيشرو مطرح شده است.( بزلي و کورد، 1389، 128) .يکي از مهم ترين عوامل مهم در رخ دادن اين موفقيت ها گسترش اعتبارات خرد مي باشد. شناخته شده ترين فرم اعطاي اعتبارات خرد در اين کشور، سيستم بانکداري ” گرامين10″ است(مافي، 1387، 137). گرامين بانکي خصوصي است که در اکتبر 1983 به عنوان يک گروه همکاري تحت عنوان گرامين بانک، براي افزايش اعتبارات، منحصراً براي مردم فاقد زمين و زنان روستايي کشور بنگلادش تشکيل شد. واژه بنگالي گرامين به معناي روستايي است .( حسن زاده و قويدل، 1384، 169ـ141). محمد يونس11 بانک گرامين را در سال 1976، در روستاي جو، با هدف دسترسي فقيرترين فقرا به اعتبارات کوچک تاسيس کرد. وام دهي در اين بانک بدون دريافت وثيقه و يا انعقاد قرارداد لازم الاجراي قانوني است( selinger , 2008, 8). هسته اصلي تشکيل اين بانک از طريق سي دلار وامي که دکتر يونس در سال 1972 به 42 نفر بنگلادشي داد آغاز مي شود او متوجه شد که اين مبلغ ناچيز تفاوت زيادي در موقعيت اين افراد به وجود آورد اما تا کجا مي توان به اينکار ادامه داد. تلاشي آغاز شد تا بين بانک ها و مردم فقير رابطه ايجاد کند( مهاجراني، 1382، 37). بانک گرامين شيوه بانک داري سنتي را با از ميان برداشتن نياز به وثيقه دگرگون کرد و نظام بانک داري مبتني بر اعتماد و اطميناني دو طرفه را بنا نهاد که پاسخ گويي، مشارکت، و خلاقيت ايجاد کرده است. در گرامين بانک، اعتبار تسريع کننده ي بهبود شرايط اجتماعي ـ سياسي و وسيله اي مؤثر براي مبارزه فقري است که فقرا را از سيستم بانکي بيرون نگاه مي دارد ( رحماني و همکاران، 1387، 110).
2 ـ 6 ـ 2 ـ چين
در طي دهه هاي گذشته توسعه قابل ملاحظه اي در کشور چين رخ داده است، طبق تحقيقات بيش از سيصد هزار چيني داراي بيش از يک ميليون دلار دارايي هستند و ميزان فقر هم از 250 ميليون نفر به 60 ميليون نفر در سال 2003 کاهش پيدا کرده است( Kono, 2010, 17). تعداد زيادي از مردم چين در روستاها زندگي مي کنند که نابرابري هاي شديد درآمدي بين مناطق روستايي و مناطق شهري در چين به چشم مي خورد. روستاييان چيني توانايي به دست آوردن اعتبارات رسمي و اعتبارات غير رسمي را ندارند و توليد کشاورزان فقير فقط به اندازه مصرف خانواده خود مي باشد، از آنجايي که مالکيت زمين در بين کشاورزان چيني بدون سند مي باشد. بنابراين آنها براي گرفتن وام وثيقه اي نخواهند داشت. از اين رو کشاورزان فقير احتياج به حمايت هاي اعتباري براي رفع نياز هاي زندگي خود از جمله خريد کالاهاي با دوام، مصرف روزانه، و هم چنين خريد کود شيميايي براي خاک هاي غير حاصل خيز خود دارند( Xiali, 2010,13). دولت چين که از دهه 1980 به صورت گسترده برنامه گسترش اعتبارات خرد را آغاز کرده بود، از سال 2003 شروع به توسعه تعاوني هاي اعتبار روستايي در 8 استان اين کشور کرده است تا اعتبارات مالي راحت تر در اختيار روستاييان اين کشور قرار بگيرد( planet finance,2005,11 ). گسترش موسسات مالي و اعتباري در مناطق روستايي اين کشور، نقش به سزايي در ايجاد اين تعداد شغل داشته است. بانک کشاورزي چين، شرکت هاي سرمايه گذار روستايي و شرکت هاي تأمين اعتبار از جمله اين موسسات هستند. موسسات مزبور با اعطاي وام و تسهيلات به کارآفرينان روستايي آنان را به راه اندازي شرکت هاي توليدي و صنعتي تشويق مي کنند( ميرزا اميني، 1383، 43ـ36).
2 ـ 6 ـ 3 ـ پاکستان
کشور پاکستان داراي 150 ميليون نفر جمعيت است، از اين تعداد جمعيت 65 درصد روستانشين، 35 درصد شهرنشين مي باشد. فقر در اين کشور به يک مشکل عديده تبديل شده است. با وجود بالا بودن نرخ رشد بخش کشاورزي اين کشور در دهه هاي اخير، 35 درصد جمعيت اين کشور در زير خط فقر زندگي مي کنند( Ali , 2010, 11). بيشتر اين فقرا در نواحي روستايي ساکن هستند، براي مثال در سال 2006 نسبت فقر در مناطق شهري 14 درصد بوده که اين نسبت براي نواحي روستايي اين کشور در همان سال 28 درصد بوده است( SBP,2007, 3). شروع اعطاي اعتبارات به روستاييان در پاکستان به ابتداي دهه 1960 ميلادي بر مي گردد، در اين دهه دادن وام توسط بانک کشاورزي به کشاورزان و با هدف به دست آوردن کود، بذر و ماشين آلات آغاز شد. در اوايل دهه 198 ميلادي آقاخان 12با اجراي برنامه پشتيباني روستايي آغاز گر دادن اعتبارات خرد به فقراي روستايي بود. با توجه به موفقيت هاي حاصل شده از اجراي برنامه اعتبارات خرد در پاکستان، دولت اين کشور برنامه اي را با عنوان مديريت واحد کاهش فقر اجرا کرد، که طي آن 5 سازمان بزرگ اعتباري موظف شدند، در طي 5 سال ( 2008ـ 2003 ) 5 ميليارد تومان را در اختيار روستاييان اين کشور قرار دهند. مهمترين اهداف اجراي اين برنامه شامل 1ـ افزايش فرصت هاي درآمد زا براي فقرا 2ـ بهبود زير ساخت هاي فيزيکي در مناطق محروم 3ـ اولويت دادن به زنان در برنامه ها بود( shirazi, 2009, 216). از ديگر برنامه هاي اجرا شده در کشور پاکستان در زمينه اعتبارات خرد، مي توان به بنياد توسعه سانگي13 اشاره کرد که در سال 1989 تشکيل، و در شهرستان حضره در