پایان نامه رایگان درباره سلامت روان، بهداشت روان، گروه همسالان، بهبود عملکرد

دسامبر 29, 2018 0 By mitra1--javid

………………………………..89
جدول4-3) آزمون t-تک گروهي ميزان هوش هيجاني و خرده مقياس ها………………………………90
جدول 4-4) آزمون t-تک گروهي ميزان سلامت عمومي و خرده مقياس ها…………………………..92
جدول4-5) رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان زن ابتدايي
بر اساس هوش هيجاني ………………………………………………………………………………………….93
جدول 4-6) ضرايب رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان
زن ابتدايي بر اساس هوش هيجاني……………………………………………………………………….. 94
جدول 4-7) رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان زن راهنمايي
بر اساس هوش هيجاني …………………………………………………………………………………………94
جدول4-8) ضرايب رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان زن
راهنمايي بر اساس هوش هيجاني ……………………………………………………………………………..95
جدول 4-9) رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان زن دبيرستان
بر اساس هوش هيجاني …………………………………………………………………………………………96
جدول4-10) ضرايب رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان
زن دبيرستان بر اساس هوش هيجاني………………………………………………………………………….96
جدول 4-11) رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان مرد
ابتدايي بر اساس هوش هيجاني…………………………………………………………………………………97
جدول 4-12) ضرايب رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان
مرد ابتدايي بر اساس هوش هيجاني………………………………………………………………………….98
جدول4-13) رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان مرد راهنمايي
بر اساس هوش هيجاني…………………………………………………………………………………………..98
جدول 4-14) ضرايب رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني
معلمان مرد راهنمايي بر اساس هوش هيجاني…………………………………………………………..99
جدول4-15) رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان مرد
دبيرستان بر اساس هوش هيجاني…………………………………………………………………………..100
جدول4-16) ضرايب رگرسيون خطي پيش بيني سلامت رواني معلمان مرد
دبيرستان بر اساس هوش هيجاني ………………………………………………………………………..100
جدول4-17) تحليل واريانس يک راهه تفاوت هوش هيجاني
معلمان مقطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان……………………………………………………………101
جدول4-18) تحليل واريانس يک راهه تفاوت سلامت رواني
معلمان مقطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان…………………………………………………………….102
جدول4-19) آزمون تعقيبي شفه براي مقايسه زوج
ميانگين هاي سلامت رواني معلمان ………………………………………………………………………103
فهرست نمودارها
نمودار4-1) نمودار دايره اي درصد فراواني براي جنسيت…………………………………………..86
نمودار4-2) نمودار دايره اي درصد فراواني براي تأهل………………………………………………87
نمودار4-3) نمودار دايره اي درصد فراواني براي مقطع تدريس…………………………………..87
نمودار4-4) نمودار دايره اي درصد فراواني براي سابقه تدريس…………………………………..88
نمودار4-5) نمودار دايره اي درصد فراواني براي تحصيلات ………………………………………88

فصل اول

کليات تحقيق

1-1 مقدمه
مهم ترين عامل در نيل به اهداف هر سازمان ، نيروي انساني است .در آموزش و پرورش به دليل اهداف معنوي و تربيتي، معلمان به عنوان مهم ترين عوامل اثرگذار در تعليم و تربيت محسوب مي شوند( عسگريان،1365). سرمايه گذاري بيشتر روي نيروي انساني آموزش و پرورش (معلمان) به معناي افزايش دانش و قدرتمند کردن زير بناي جامعه است.معلم تربيت بدني نيز به عنوان جزئي از اين نيروي انساني در آموزش و پرورش وظايف خطيري هم چون ايجاد آمادگي بدني، ايجاد صفات اخلاقي و اجتماعي پسنديده، پر کردن صحيح اوقات فراغت و آموزش شيوه درست زندگي به دانش آموزان را بر عهده دارد(وزارت آموزش و پرورش ،1374). هم چنين معلمان تربيت بدني از طريق فعاليت هاي جسماني و حفظ بهداشت و تندرستي دانش آموزان، در دست يابي به اهداف تعليم و تربيت عمومي وظيفه ي دشواري دارند و بايد از سطح مطلوب توانمندي هاي فردي و مديريتي برخوردار باشند ( قيومي،محمد، 1382) . به نظر مي رسد شغل معلمان ،به ويژه در بخش تربيت ،از جمله مشاغلي است که به سطح بالايي از هوش هيجاني نياز دارد. زيرا معلمان تربيت بدني به رابطه ي تنگاتنگ با دانش آموزان نياز دارند و نقش حياتي در تکامل رفتار، نگرش، مهارت ها و دادن اطلاعاتي که آنها براي فعاليت بدني در طول زندگي نياز دارند، بازي مي کنند( يارمحمدي منفرد و همکاران 1389).
هوش هيجاني 1 شامل شناخت و کنترل هيجان هاي خود است. به عبارت ديگر، هوش هيجاني شامل توانايي انجام استدلال دقيق در مورد احساسات عاطفي، براي ارتقاء سطح تفکر است (ماير 2وهمکاران ، 2008) و به عنوان زيرمجموعه اي از هوش اجتماعي تعريف شده است ؛ يعني توانايي کنار آمدن با مردم، مهار هيجان ها در روابط با انسان ها و توانايي ترغيب يا راهنمايي ديگران. همچنين ويژگي هايي همچون توانايي برانگيختن خود، استقامت و پايداري در مقابل شکست، از دست ندادن روحيه، پس راندن افسردگي و يأس در هنگام تفکر، همدلي و صميميت و اميد داشتن را در بر ميگيرد (گلمن3،1995). ويژگي هاي هوش هيجاني همچون درک، توصيف، فهم و مديريت احساس، موجب مقابله کارآمد افراد با استرسهاي روزانه و اتفاقا
ت مهم زندگي ميشود و نتايجي همچون سلامت رواني، کيفيت مطلوب روابط، رضايت شغلي و سلامت بدني را در پي دارد (گلاديس4 و همکاران،2009).افراد داراي هوش هيجاني بالاتر مي توانند با موفقيت بيشتري با مشکلات موجود در محيط هاي کاري و زندگي شان مقابله کنند و از سلامت بيشتري برخوردار باشند ، (گلمن، دانيل،1990) و هم چنين هوش هيجاني نقش مهمي در بهبود عملکرد جسمي و رواني افراد داشته و نظم هيجاني نقش تعيين کننده هاي در روابط بين عوامل فشارزا وسلامت جسمي ايفا مي کند(تسايوسيس5 و نيکولا ،2005).
فعاليت هاي بدني منظم راهي ايمن و مطمئن براي کاهش اختلالات رواني شايع در جامعه از قبيل اضطراب، تنيدگي و افسردگي است که تاثير زيادي بر سلامت رواني افراد دارد (پور رنجبر و همکاران،2006) که در همين راستا وانگ6 و همکاران (2004) در پژوهشي نشان داد فعاليت بدني به هر شکلي مي تواند در حفظ و تأمين سلامت رواني نقش داشته باشد.
در سالهاي اخير، بررسي وضعيت سلامت و ابعاد حرفه ي معلمي در پژوهش هاي متعدد مورد توجه و مطالعه پژوهشگران زيادي قرار گرفته است، به طوري که هر يک از اين پژوهشگران سعي در بررسي موقعيت و شرايط کاري معلمان به منظور شناسايي نقاط آسيب پذير و مرتفع کردن اين مشکلات براي رسيدن به آموزش وپرورش اثربخش داشته اند(کاووس7،2006) به طوري که با توجه به بافت، موقعيت، منابع و عناصر فرهنگي و اجتماعي، ابعاد سلامت روان شناختي شغل معلمي و منابع استرس زا ممکن است خود را به شکلي متفاوت از ديگر جوامع نشان دهد(حبيبي و همکاران ،1388).
سلامت8 که امروزه به عنوان مفهومي مطرح است که متاثر از عوامل جسماني، رواني و اجتماعي است، سابقه اي به اندازه طول عمر بشر دارد؛ چه جوامع در هر برهه اي از زمان درگير عوامل مخل سلامت و درصدد بودند تا سطح جامعه و کيفيت زندگي را ارتقاء دهند. سازمان بهداشت جهاني، سلامت را چنين تعريف مي کند: سلامت حالت بهزيستي کامل جسماني، رواني و اجتماعي است و صرفا عدم بيماري و ضعف نيست(سارافينو9، 2003). سلامت رواني 10 نيز احساس رضايت و بهبود رواني و تطابق اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه، وهمانند سلامت جسمي ، چيزي فراتر از نبودن بيماري يا ساير مشکلات است. پژوهشگران معتقدند سلامتي و بيماري يک حالت مطلق و مستقل نيست، بلکه فرايندي است که عوامل فرهنگي ، اجتماعي و روان شناختي بر آن تاثير گذارند (برازيان و بشارت، 1388).تماس نزديک معلم با دانش آموزان و نفوذي که بر آنها دارد ، نقش مهمي در سلامت فکري و رواني آنها ايفا مي کند.با توجه به همساني اهداف آموزش و پرورش و بهداشت رواني که مقصود هر دو ساختن انسان هايي سالم، مفيد وخوشبخت است، ضرورت چنين بررسي هايي در آموزش و پرورش مهم تلقي مي شود . اگر وضعيت سلامت رواني معلمان شناسايي گردد و به منظور بهبود سلامت رواني آنان برنامه ريزي شود ، عملکرد تحصيلي دانش آموزان نيزبه تبع بهتر مي شود( فونتانا و آبوسيري،2003).
1-2 بيان مساله
براساس تعريف سازمان بهداشت جهاني، سلامت عمومي عبارت است از رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي فرد، كه بين اين سه جنبة تأثير متقابل و پويا وجود دارد. در همين رابطه مسأله اي است که امروزه پژوهشهاي زيادي را به خود اختصاص داده است و مطالعات انجام شده در سالهاي اخير در حوزة بهداشت رواني و سلامت عمومي، رابطة تنگاتنگ عوامل شخصيتي و روانشناختي و سلامت را به وضوح نشان داده است ( فتحي آشتيان، 1385). به طوري که پيشرفت‌هاي اخير در زمينه روانشناسي سلامت، بهداشت روان و طب رفتاري نقش هيجان را در سلامت و بيماري انسانها مورد توجه قرار داده است.(ليا 11و همکاران، 2003). سلامت رواني12 يکي از بنيادي‌ترين مفاهيم اجتماعي است و عبارت است از مجموعه عواملي که در پيشگيري از ايجاد و يا پيشرفت روند وخامت اختلالات شناختي، احساسي و رفتاري در انسان، نقش مؤثر دارند. تحقيقات نشان دهند? انواع اختلالات رواني شامل اضطراب، تنيدگي و افسردگي در جامعه امروزي است، به گونه‌اي که افراد زيادي از اين مشکلات رنج و مي‌برند سالانه هزينه‌هاي سرسام آوري صرف درمان اين اختلالات مي‌شود (دنيل 13 ،1997). تأمين سلامت رواني اقشار مختلف جامعه يکي از مهم ترين مسائلي است که مسئولين تعليم و تربيت در جامعه اسلامي ما بايد بطور جدي به آن بينديشند و به رفع نقايص موجود بپردازند. در حال حاضر، آگاهي و دانش فزاينده مشترکي وجود دارد که فعاليت بدني و ورزش منظم براي سلامت جسماني انسان ها سودمند است (مهري و همکاران،90). بر اين اساس هيجان‌ها هميشه مورد توجه انسان بوده است، زيرا در هر تلاش و در هر اقدام مهم بشري، به طريقي نقش دارند (ليا 14و همکاران، 2003).همچنين تحقيقات گسترده‌اي در خصوص اختلال در هوش هيجاني و اثرات آن بر کيفيت زندگي، موفقيت شغلي و تحصيلي، مقاومت در برابر استرس، سلامتي و کيفيت روابط اجتماعي و ازدواجي صورت گرفته است. اين مطالعات از تأثير هوش هيجاني بر موفقيت و شادکامي در زندگي حکايت دارند(نيلس 15و همکاران 2009)
همچنين تحقيقات گسترده‌اي ارتباط مثبت بين ويژگي هوش هيجاني و متغيرهاي مربوط به سلامت ارتباط منفي هوش هيجاني با آسيب شناسي تأييد نموده است (پتريدس16 و همکاران 2007). ضمن اين که، اين صفت ميانجي مهمي در پاسخ به استرسها است (مايکل لاچک 17و همکاران 2008). اين در حالي است که نتايج مطالعات سال‌هاي اخير، حاکي از نقش مؤثر ورزش و فعاليت بدني منظم در سلامت روان انسان هاي جامعه است (فاستينگ18، 1992). بنابراين امروزه نمي‌توان نقش كنترل هيجان‌ها و ج
هت‌دهي به آنها را در داشتن سلامت رواني ناديده گرفت(نوروزي سيد حسيني و همکاران ،90). مطالعة سلامت رواني جوامع، همواره با هيجان ها و عوامل مرتبط به آنها توجه‌اي ويژه مي‌شود، از طرف ديگر، كاربرد هيجان‌ها در تعليم و تربيت و برنامه‌هاي يادگيري اجتماعي و ورزشي، اجتناب ناپذير است، زيرا در قرن حاضر علاوه بر توجه به رشد شناختي و آموزشي و مهارتي، بايد به رشد هيجاني افراد توجه كرد و آنها را براي همكاري و مشاركت در تصميم گيري‌هاي مسئولانه و مقاومت در مقابل فشار گروه همسالان آماده كرد، به گونه‌اي كه نقش سازنده‌اي در اجتماعي كه روز به روز بر دگرگوني‌هاي آن افزوده مي شود، به عهده گيرند (عليان،1384). هوش هيجاني در سلامت افراد اثر مهمي دارد و از استرس موجود به هنگام مواجهه با وضعيت هاي دشوار نظير بيماري هاي سخت ،اضطراب و نگراني مي کاهد (رجايي و همکاران ،85) .
تحقيقات انجام شده در دانشکده پزشکي هاروارد با عکس برداري از مغز نشان داد که همراه با تغييرات هوش هيجاني،تغييرات جسماني در مغز شکل مي‌گيرد. مهارت هاي هوش هيجاني، توانايي مغز براي مقابله با اضطراب را تقويت مي‌کنند و اين باعث مي‌شود که دستگاه دفاعي بدن در مقابل بيماري‌ها مقاومت بيشتري داشته باشد (برادبري و همکاران، 1384). نتايج يک فرا تحليل، روابط مثبتي بين هو ش هيجاني و متغيرهاي سلامت محور (شات 19و همکاران، 2007) و متغيرهاي عملکردي20 (ون روي21 و همکاران، 2006) را نشان مي‌دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که فعاليت بدني منظم راهي ايمن و مطمئن براي کاهش اختلالات رواني شايع در جامعه از قبيل اضطراب، تنيدگي و افسردگي است. (پور رنجبر، 2006)
علاوه بر نقش تمرين و فعاليت بدني منظم در سلامت رواني افراد، توجه به متغيرهاي رواني تأثيرگذار در سلامت رواني افراد حائز اهميت است (پور رنجبر، 2006). هوش هيجاني و سلامت رواني و احتمال تأثير فعاليت بدني منظم براين متغير هاي رواني به عنوان مفاهيم کليدي در بين محققان ورزشي ظاهر شده‌اند و موضوعاتي در حال رشد براي علاقه‌مندان در روانشناسي ورزش هستند (وسيليکي22 و همکاران، 2009). ايمي23و همکاران (2010) در پژوهشي نشان دادند كه بين ابعاد محدوديت نقش ناشي از عملكرد بدني، سلامت عمومي، احساس حيات و سرزندگي، عملكرد اجتماعي، محدوديت نقش ناشي از مشكلات احساسي، سلامت رواني و بعد رواني بين دو گروه ورزشكار و غيرورزشكار تفاوت معني‌داري وجود دارد، اما بين ابعاد درد بدني و عملكرد فيزيكي تفاوت معني داري گزارش نكردند. سالگوئرو،