منابع تحقیق درباره
رسول خدا (ص)، امر به معروف، امام رضا (ع)، توسل به زور

منابع تحقیق درباره رسول خدا (ص)، امر به معروف، امام رضا (ع)، توسل به زور

دی ۳, ۱۳۹۷ 0 By mitra2--javid

از بيانات غيرقابل فهم
پيامبر اکرم (ص) فرموند:
“اُمِرنا نکَلّمِ النّاسَ عَلي قَدرِ عُقُولِهِم”(مجلسی، ۱۴۲۷، ج۲:۱۶۴) پيامبران الهي نيامدند يک سري معقولات فلسفي خشک را وارد عقل مردم کنند، بلکه آنان با نفوذ در عمق روح بشر تمام احساسات آنها را تسخير کردند، و به شکلي با مردم سخن مي گفتند که هرکس به اندازه فهم خود از آن بهره اي حيات بخش مي گرفت. در تبليغ دين بايد مسائلي بيان شود که دردي را از مردم، و سؤالي را از ذهن، و مشکلي را از جامعه پاسخ دهد و درمان نمايد. و هرکس به قدر فهم خود از آن بهره اي بگيرد.

۱-۱-۱۲-۴- پرهيز از ايجاد نفرت
وقتي که پيامبر اکرم (ص) معاذ ابن جبل را براي دعوت و تبليغ به يمن فرستاد، به او فرمود: “يا مَعاذ بَشّر وَ لا تُنَفّر، يسّر وَلا تُعسّر”، براي تبليغ اسلام مي روي، اساس کارت بر تبشير و مژده و ترغيب باشد، کاري کن که مردم مزاياي اسلام را درک کنند و از روي ميل و رغبت به اسلام گرايش پيدا کنند، نفرمود”ولا تُنَذّر”، چون انذار جزء برنامه ايست که قرآن دستور داده، تأکيد پيامبر (ص) بر “بشر ولا تنفر” بر اين نکته است که کاري نکن که مردم را از اسلام فراري دهي و متنفر سازي. (ابن هشام، بی تا، ج۴: ۲۳۷)
رسول خدا (ص) در جائي ديگر، براي پرهيز از خشکه مقدسي هاي بيجا، و عبادات بي روح و خسته کننده مي فرمايد: “يا جابرُ اِنَّ هَذَا الدّينِ لَمَتينٌ فَاوغِل فيه بِرِفقٍ”
اي جابر اسلام دين با متانتي است، با خودت با مدارا رفتار کن. بعد مي فرمايد: آن آدم هايي که خيال مي کنند با فشار آوردن بر روي خود و سخت گيري، زودتر به مقصد مي رسند، اصلاً به مقصد نمي رسند، اينها مانند آن کسي هستند که با تازيانه زدن بر مرکب خويش بخواهد راه چند روزه را يک روزه بپيمايد. چنين فردي در آغاز راه درمانده خواهد شد با مرکبي مرده.(مطهری، ۱۳۷۱: ۱۵۶)
۱-۱-۱۲-۵- پرهيز از ملامت و خشونت
عدم به کارگيري ملامت و خشونت زياد در امر تبليغ بسيار مفيد و مؤثر مي باشد. همانگونه که سرکوفت زدن هاي افراطي بسياري از والدين عليه فرزندان خود باعث جري تر شدن آنها مي گردد، ملامت هاي زياد و بي حساب متوليان جامعه نيز باعث جريحه دار شدن شخصيت افراد مي گردد، در اين صورت هيچ کس حاضر نيست سخنان کسي را که به او اهانت مي کند بپذيرد. دعوت بايد همراه با محبت و ملايمت باشد نه با تحکم و از موضع طلبکارانه و با روحيه متکبرانه.

۱-۱-۱۲-۶- گذشت و آسانگيري
پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: “لَم يرسُلني اللهُ باِلرُّهبانّيهِ وَلکِن بَعَثني بِالحَنيفيهِ السّهلَهِ السَمحهِ”(کلینی، ۱۴۲۸: ۹۴۴) خداوند مرا بر شريعت و ديني مبعوث کرده است که با گذشت و آسان است. شهيد مطهري در تبيين آسان گيري اسلام آورده است:
دين اسلام سماحت دارد… يعني چه؟ مگر دين هم می تواند با گذشت باشد؟ بله ولي اصولي دارد… ديني که به شما مي گويد وضو بگير همين دين، به شما مي گويد اگر زخم يا بيماريي در بدن تو هست و خوف ضرري داري، بيم ضرري داري نمي گويد: يقين به ضرر داري – تيمم کن، وضو نگير. اين معنايش سماحت اين دين است، يک دنده، لجوج و بيگذشت نيست، در جايش گذشت دارد. يا مي گويد روزه واجب است، واقعاً اگر بدون عذر، روزه اي را بخورد مرتکب گناه شده است. ولي همين دين را مي بينيم در جاي خودش گذشت زيادي نشان مي دهد “يريدُ اللهُ بِکُمُ اليسرَ وَلا يريدُ بِکُم العُسر” . اين در مورد روزه است، مسافر هستي در مسافرت روزه گرفتن براي تو سخت است روزه نگير بعد قضايش را بگير “يريد الله بکم اليسر”.(مطهری، ۱۳۷۱:۱۶۱)
در تمام کتب فقهي بلا استثناء براساس اين آيه کريمه “وَ مَن کانَ مَريضاً اَو عَلي سَفَرٍ فَعِدّهٌ مِن ايامٍ اُخرَ يريدُاللهُ بِکُم اليسرَ و لايريدُ بِکُم العُسر” (بقره / ۱۸۵) روزه گرفتن انسان مريض نهي شده است حتي اگر احتمال ضرر بدهي و يقين صد در صد نداشته باشي و اين خوف در قلب تو از گفته طبيب فاسق و کافر پيدا شده باشد.
۱-۱-۱۲-۷- نرمش و مداراي اولياء دين و مملکت با مردم
عامل دوم در جهان گیر شدن بي نظير اسلام از لحاظ زماني – در کنار معقول و منطقي بودن، واقع گرايي، انعطاف پذيري و اعجاز قرآن – سيره و روش مديريتي رسول خدا (ص) مي باشد. به گفته لامارتين شاعر معروف فرانسوي اگر سه چيز را درباره پيامبر اسلام در نظر بگيريم احدي به پايه او نمي رسد. يکي فقدان وسايل مادي و نيروي کمکي، حتي خويشاوندانش هم با او دشمني مي ورزيدند. دوم سرعت پيشرفت، و سوم بزرگي هدف، که اگر عظمت هدف را با فقدان وسايل کمکي در کنار سرعت گسترش اسلام قرار دهيم، پيغمبر اسلام شبيه و نظير ندارد.(همان:۱۷۲)
راز اين موفقيت را قرآن کريم بهتر از هرکس ديگر بيان فرموده است “لَقَد جَائَکُم رَسُولٌ مِن اَنفُسِکُم عَزيزٌ عَليهِ مَا عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيکُم بِالمُؤمنينَ رَئُوفٌ رَحيم”(توبه، ۱۲۸)
“فَبِما رَحمَهٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَلَو کُنتَ فَظَّاً غَليظَ القَلبِ لانَفصّوُا مِن حَولِکَ فَاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَشاوِرهُم في الاَمر”(آل عمران، ۱۵۹)
خداوند مي فرمايد : اي پيامبر گرامي! به موجب رحمت الهي به تو، تو نيز نسبت به مسلمين اخلاق لَين و نرم و بسيار ملايمي داري، اگر اخلاق خشن و درشتي داشتي، مسلمانان از اطراف تو پراکنده مي شدند. پس سبک و روشي که اسلام در رهبري و مديريت مي پسندد لَين بودن، نرم بودن و خوش خلق بودن و جذب کردن است و نه عبوس و خشن بودن.
۱-۱-۱۲-۸- دعوت اسلام از مخالفين، به اقامهي برهان
قرآن کريم رسماً از مخالفين خود، دعوت به اقا
مه برهان کرده و در بيش از بيست آيه از مخالفين خواستار اقامه برهان و ارائه دليل براي مخالفت شان با اسلام مي شود. اين دعوت، يعني رسميت بخشيدن عملي به آزادي بيان انديشه هاي مخالف. تعدادي از آنها عبارتند از:
“قُل هاتوا برهانکم ان کُنتم صادقين” (بقره ۱۱۱)
بگو اگر راست مي گوييد براهين خود را ارائه کنيد.
“اَ الهٌ مع الله قُل هاتوا برهانَکم اِن کُنتُم صادقين” (نمل ۶۴)
آيا خداي ديگري در کنار الله است، اگر راست مي گوييد اقامه برهان کنيد.
“قُل فَادرءُ وا عَن انفسِکُم الموت اِن کُنتم صادقين” (آل عمران ۱۶۸)
اگر راست مي گوييد مرگ را از خود دور کنيد.
مناظرات حضرت ثامن الائمه، امام رضا (ع) با هندوها و زَنادِقه و سران مسيحيت نيز دال بر اين مطلب است که آزادي بيان و انديشه، تا آنجا که واقعاً انديشه است نه فحاشي و ناسزاگويي و جنگ رواني، از ابتدائيترين اصول اسلام مي باشد.(ابن بابویه، ۱۳۸۰: ۳۱۳)
۱-۱-۱۲-۹- پلوراليسم ديني به معناي تحمل عقيده ديگران
وقتي تنها راه تبادل نظر و گسترش عقايد، و انتقال عقايد گوناگون به يکديگر از نظر اسلام، فقط بر محمل عقل و منطق امکان پذير است، و اسلام راههاي غيرانساني را در پيشبرد اهداف خود به رسميت نمي شناسد، و اموري مانند: دروغ، خدعه و نيرنگ را در تبليغ دين قبول ندارد، و از حربه هايي مانند: خريدن افراد و يا زور و اجبار براي ازدياد پيروان خود استفاده نمي کند و اين امور را باطل دانسته و هر کسي که با اين روشها وارد اسلام شود را مسلمان واقعي نمي داند، نتيجه و برآيند چنين روشي در منطق دين اسلام چيزي جز همزيستي مسالمت آميز با اديان ديگر، و تحمل آراء و افکار آنان نيست البته ماداميکه آنان نيز از جادۀ عقل و انصاف و منطق و بحث هاي علمي غيرمغرضانه خارج نشده و رفتاري نژادپرستانه و خشونت آميز عليه مسلمانان نداشته باشند، و از حربه هايي چون دروغ و تهمت و جوسازي و جنگ رواني در فريب جوانان ما استفاده نکنند، و در اشاعه ابتذال و امور غيراخلاقي که از منظر تمام اديان و فطرت هاي پاک انساني امري نکوهيده و زشت است نکوشند.
۱-۲- دلايل خاص آزادي بيان در اسلام
۱-۲-۱- وجوب بیان حقیقت و حرمت کتمان آن
قرآن کريم در باره لزوم بيان سخن حق و در مورد شنوندگان سخن حق مي فرمايد :
“قل الحقّ من ربّکَ فَمَن شاء فليومن و مَن شاء فليکفر …” (کهف، ۲۹)
اين آيه دو مطلب را بيان مي کند:
۱- انسان وقتي به حقانيت مسأله اي پي برد موظف و مکلف به بيان حقيقت است. در اسلام انسانها بايد حقايق را بگويند، و کاري به نتيجه آن نداشته باشند. سخن حق را بگويند بدون توسل به زور، خواه کسي بپذيرد يا نپذيرد. اگر شنونده بپذيرد هدايت شده و اگر نپذيرد بر او اتمام حجت شده است.
۲- شنوندگان سخن حق در پذيرش و تسليم به حق مجبور نيستند ولي مسئولند!
آيات و روايات مربوط به امر به معروف و نهي از منکر و نصيحت کردن ديگران خصوصاً نصيحت سلاطين و اُمرا چيزي غير از همان انتقاد و تاکيد و مفروض گرفتن آزادي عقيده و بيان نيست.
با فرض آزادي بيان است که سالار شهيدان مي فرمايد: اگر کسي سلطان جائري را ببيند که حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام مي کند و علناً ظلم مي کند و فاسق است و او را امر به معروف نکند خداوند او را به همان آتشي عذاب خواهد کرد که آن فاسق را عذاب مي کند.(ابن اثیر، ۱۳۹۹: ج۲، ص۵۲۲)
امکان ندارد ديني مردم را به سوي خود دعوت کند ولي آزادي عقيده و بيان آنان را محترم و به رسميت نشناسد.
اساساً اگر چنين ديني وجود داشته باشد که آزادي عقيده و بيان را به رسميت نشناسد و از طرفي مردم را به سوي خود دعوت کند دچار يک پارادوکس فلسفي لاينحل خواهد شد که هرگونه پاسخي به آن اتلاف وقت و غير قابل توجيه مي باشد.
۱-۲-۲- ممنوعيت تمسخر و تحقير عقايد ديگران
اسلام علاوه بر رعايت اصل منطق و برهان در گفتگو و نيز دعوت ديگران به گفتگوي منطقي و مستدل به پيروان خود دستور مي دهد اصل ديگري را نيز رعايت کنند و آن حفظ حرمت عقايد ديگران است هرچند که بت پرست و مشرک باشند. اسلام نه به پيروان خود اجازۀ توهين و تحقير و تمسخر عقايد ديگران را داده و نه به ديگران اجازۀ توهين و استهزاء اسلام را مي دهد. ابلاغ اين اصول يعني دفاع از آزادي عقيده و بيان و حتي بالاتر از آن يعني دعوت به بيان عقيده بر مبناي عقل و انصاف مي باشد.
قرآن کريم مي فرمايد:
“اُدعُ اِلي سبيلِ رَبِّکَ بالحِکمهِ والمَوعِظَهِ الحَسَنه و جادِلُهُم بالّتي هِي اَحسن” (نحل / ۱۲۵)
اي پيامبر به راه خدايت با حکمت و موعظه حَسَن دعوت کن و با مردم با بهترين و زيباترين شيوۀ ممکن سخن بگو.
يعني سخن بايد از روي عقل و منطق و حکيمانه باشد نه از روي هوي و هوس و شهوات و با نيکي و محترمانه بايد سخن گفت نه هتّاکانه.
در آيه اي ديگر ميفرمايد:
“يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ”(حجرات، ۱۱)
اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده اس
ت نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند.
و در آيه اي ديگر مي فرمايد:
“وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ”(انعام،۱۰۸)
و آنهايى را كه جز خدا مى‏ خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ايشان را از آنچه انجام مى ‏دادند آگاه خواهد ساخت.
اسلام همانطور که دستور به رعايت احترام و عقايد ديگران را مي دهد مدافع حريم قداست خود نيز بوده ومتقابلاً در مقابل کساني که دين ما را به تمسخر بگيرند بشدت برخورد کرده و اجازه همنشيني نمي دهد زيرا اين